شد. در اواخر سدهٴ سيزدهم از اعضاي دانشگاه سوربن بود و در سال 1295 عنوان استادي داشت. از شاگردان گودفرواي فونتني (متوفا پس از 1313) بود. در دانشگاه سوربن تدريس كرد، از كليساهاي جامع كامبرا و سن كوانتين حقوق ميگرفت و پس از سال 1321 درگذشت.
او مانند استادش گودفرواي فونتني (سيزدهم ـ 2)، فيلسوف تومايي مستقلي بود. دربارهٴ تعدادي مسائل كلامي و فلسفي پرسش و پاسخهايي نوشت. برخلاف پيروان اسكوت و برخلاف عرفا مدعي شد كه اراده هميشه تابع عقل است.
به نظر ميرسد متكلم و فقيهي كوتهبين و سرسخت بود. در مبارزههاي كلامي كه به تعقيب شهسواران معبد انجاميد سهم بهسزايي داشت. معبديان در سال 1307 به فرمان فيليپ زيبا دستگير شدند و دو پوئي حكم محكوميت آنان را از كلمنس پنجم در شوراي وين (1311 ـ 1312) بهدست آورد. او نه به آنان علاقه داشت و نه رحمي. همچنين از جمله علمايي بود كه در سال 1310 موجب سوزاندن مارگارت پورت شدند.1
در ج 2 (ازجمله ص 1564، 1709) بارها به يكي از كشمكشهاي معنوي اساسي در قلمرو مسيحيت غربي اشاره كردهايم و آن كشمكش ميان كشيشان و راهبان، بهويژه فرانسيسيان و دومينيكيان بود. در اواخر سدهٴ سيزدهم، راهبان در حال برنده شدن بودند، چون برجستهترين فيلسوفان در ميانشان ديده ميشدند. اين مبارزه در سراسر سدهٴ چهاردهم نيز دوام يافت. در سال1307، اگر پيش از آن نبوده باشد، ژان دوپوئي جانب كشيشان آزاد را گرفت؛ طبعاً راهبان به او تاختند و او در معرض يكرشته مرافعات با دربار پاپ قرار گرفت. در 24 ژوئيهٴ 1321 سرانجام از سوي پاپ يوحناي بيست و دوم گناهكار شناخته شد؛ سه روز بعد در سر درس خود در دانشگاه پاريس سخنانش را رسماً پس گرفت.
اين ژان دو پوئي را نبايد با همنامش اشتباه كرد كه در سالهاي 1370 ـ 1389 پزشك فيليپ دلير (دوك بورگوندي و در سال 1384 بهنام شارل ششم) شاه فرانسه بود.
ژان ژاندوني
ژان ژاندوني2 فيلسوف و دانشمند فرانسوي، شارح آثار ارسطو و ابن رشد، رهبر نهضت ابنرشديان پاريس، نويسندهٴ اجتماعي (متوفا 1328).
مندرجات: 1) زندگي، 2) آثار، 3) فلسفه، 4) مكانيك و فيزيك، 5) نجوم، 6) تأثير.